سيد محمد باقر برقعى
315
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
در باور زمانه نگنجد خيال تو * آرى ، حقيقتى ، به حقيقت فسانهاى « زهرا » ى پاك ، اى غم زيباى دلنشين * تو خواندنىترين غزل عاشقانهاى منطق عشق آه ! غمهاى من بىكرانهست * گريههاى دلم بىبهانهست با تو مىگويم اين را كه خوبى ! * در نگاهت غمى جاودانهست دركى از عشق دارم خدايى * خلوتم با خدا عاشقانهست چشم دارم به تصويرى از عشق * چشم و ابروى تو يك بهانهست عشق ما گرچه زيباست ، امّا * حيف ! در حدّ يك آشيانهست آه ! در حدّ اين آشيانه * مشكلم مشكل آبودانهست بال در بال پرواز من شو * عشق را وسعتى بىكرانهست منطق عشق را با تو گويم * گرچه لحن دلم كودكانهست